شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
37
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
دور نيست . بنابراين در مزار گازرگاه هر هفته روز پنجشنبه - كه روز « مقرّب بارى « 1 » » است و مجلس سماع قايم مىبود - آنجا حاضر مىشد و آنجا نيز خوانندههايى مقبول جمع مىشدند و راضى بودند كه اضعاف آنچه آن حضرت به دو داده بودهاند بدهند و از سرايشان باز شود ، قبول نمىكرد . روزى حضرت مولانا به مزار موفور الانوار مقرّب بارى آمده بودند ، اين قضيه را كسى به عرض ايشان رسانيده ، انبساط بسيار كردند و چيزى ديگر خرجى به دو شفقت نموده و فرمودند كه : مسجدى بود و چند مقرى خوشآواز داشت . مؤذّنى بدآواز به عشق خود بدان مسجد رفت و بر آن مؤذّنان خوشخوان سبقت مىجست . صاحب مسجد اميرى نيكوسيرت عادل بود و نمىخواست كه دلى از او آزرده شود ، گفت : « اى جوانمرد ! اين مسجد را مؤذّناناند قديم . هر يك از ايشان را در ماهى پنج دينار وظيفه است ، تو را ده مىدهم ، به جاى ديگر رو » . بر اين قول مىگويند اتّفاق كردند و برفت . پس از مدتى به سر راه آن امير آمد و ركابش بوسيد و گفت : « اى خداوند ! بر من حيف كردى كه به ده دينار از آن بقعه رفتهام و اينجا كه هستم بيست دينارم مىدهند كه به جاى ديگر روم و قبول نمىكنم » . امير را خنده گرفت و چيزى بر آن افزود و گفت : « زينهار نستانى تا به پنجاه رسانند » . ناخوش آوازى به بانگ بلند قرآن مىخواند ، صاحب وجدى از او پرسيد : « تو را مشاهره چند است » ؟ گفت : « هيچ » گفت : « پس چرا زحمت بىفايده مىكشى » ؟ گفت : « از براى خدا مىخوانم » . گفت : « از براى خدا مخوان » . شعر گر تو قرآن بدين نَمَط خوانى * ببرى رونق از مسلمانى تبادكانى و نظربازى شايان ذكر اينكه در مجالس العشاق گازرگاهى نسبت نظربازى با زيبارويان مذكر به مولاناى تبادكانى داده شده است .
--> ( 1 ) . يعنى : روز مخصوص زيارت « مقرب بارى » كه ظاهرا منظور خواجه عبد الله انصارى است .